![]() |
![]() |
|
| عکاسی |
|
تركیب بندی دوبعدی و سهبعدی پیش درآمد عكاسی وخصوصا عكاسی دیجیتال ، به عكاس امكان تكرار وتصحیح میدهد و اتفاقا بههمین دلیل ، تركیببندی پیوندیناگسستنی با دانش وجهانبینی عكاس برقرارمی كند. در تركیب بندی عكس، مهم چیدن عناصر موجود در كادر است، به گونهای كه سوژه اصلی یا مفهوم مورد انتظار عكاس، بیشتر بهچشم بیاید. در این مقاله، چند روش كارآمد وساده برای تركیب بندی پیشنهاد میشود. درآمد ادوارد وستون معتقد است: انسل آدامز موضع تندتری میگیرد و
میگوید: «تركیببندی دوبعدی» یك عكس را از دو زاویه میتوان نگاه كرد: بصورت یك تصویر دوبعدی رنگی، یا یك صحنه سه بعدیكه دریك قاب دو بعدی بصورت مسطح درآمده است. گروهی از عكسها مانند: بیشتر گرایش به انتقال حس دو بعدی دارند ، و بنظر میرسد قواعد معمول تركیب بندیهم در این موارد بیشتر صدق میكنند. اما سایر عكسها مانند: قانون یكسوم: به عبارت دیگر نباید مركز تصویر را از عناصر اصلی عكس انباشته كرد. هدایت و امحایتدریجی خطوط به سمت كناره
ها:
استفاده از منحنیهای S
:
قراردادن عنصر اصلی عكس در بیشترین فضای
ممكن:
زمینهء یكنواخت:
«تركیب بندی سه بعدی» عكسهایی كه با كادرعریض درفضایبازگرفتهمیشوند ، رویكردی متفاوت را در تركیب بندی میطلبند. ایندسته ازعكسها، توانایی ادراكی ذهن بیننده را تحریكمیكنند تا بینده باآنچه میبیند ارتباط برقرارسازد. به كاربردن لایههای {بافت ، سایه روشن}:یكی از سادهترین روشهای تولید و بازیابی مفهوم «سه بعدی» از میان یك تصویر با پرداخت «دو بعدی» ، استفاده از لایه های بافتی (Texture layer)و لایه های سایهروشن (Lighting layer) است. استفاده مناسب از این تكنیك ، در القای مفهوم فاصله ، عمق تصویر و اولویت عناصر موجود در تصویر بسیار موفق عمل میكند.
به كاربردن نیمرخ سیاه(ضدنور): روش دیگری كه برای نمود مناسب عكس كاربرد دارد به كاربردن نیمرخ ضدنور است. این روش به دلیل اینكه رنگها ، متناسب با عمق عناصر تصویر تغییر میكنند و درحقیقت رنگ، تابعی از عمق تعریف میشود ، در القاء حس عمق در تصویر ، بسیار حائز اهمیت میباشد. سادهترین مثال این روش ، نیمرخهای ضدنور تاریك در هنگام طلوع یا غروب هستند ، كه البته باید مراقب مشكل نوردهی بیشازاندازه درناحیههای كنتراست بالا نیز بود.
از این قاعده در زمانیكه نور سفید وجود دارد نیز میتوان بهره برد.در این حالت عكاس بایدبتواند با كمك نور سفید ، فضایی سرشار از آمیختگی و انبوهی ایجاد كند. معمولا بیشترین كاربرد این قاعده در فضای مِه آلود است. اگرچه در فضاهای دیگر مانند طوفانهای غبارآلود،آتشسوزی جنگل، غبار، گازاشكآور و ... نیز ممكن است بدلایل مختلفی مورد توجه قرار گیرد.
استفاده از بازتاب :
كاربرد عمق میدان در هدایت ذهن بیننده: |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از یه جمله خیلی خوشم میاد
" عکس لحظه ای از زمان است که باقی می ماند" |
|
RSS
|